گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 14 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 14 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

سیزده بدر 93

بالاخره یه فرصتی پیدا شد که عکسای سیزده بدر را بزارم . امسال بر خلاف سالای دیگه که همه فامیل با هم می رفتیم بیرون ، همه تنهایی رفتن . میدونید چرا ؟ آخه مامانم نبود . ما هم تنها خونه موندیم .اذان که دادند به همسری گفتم بریم مزار باقریه . نماز را خواندیم . بعدش هم می خواستیم تازه نان بگیریم که همسری گفت بریم یه دوری بزنیم . همسری دوباره همون جاهایی را گفت که تا حالا بارها رفته بودیم . من پیشنهاد دادم بریم روستای ماخونیک . اما همسری گفت نمی دونم کجاست . برا همین به مصطفی زنگ زدم . داداشم گفت تازه رفته دنبال خانومش بیمارستان و صبح شیفت بوده . بعدش به ما گفت بیایید با هم برویم یه جا نهار را بزنیم بعد بریم ماخونیک . ما هم که برنامه خاصی نداش...
19 فروردين 1393

سال نو مبارک

این اولین پستی هست که در سال جدید می زارم . امیدوارم این چند روز رفته از سال جدید بهتون خوش گذشته باشه . تا لحظات سال تحویل داشتم کار میکردم و همسری هم دقایق پایانی سال خونه آمد و ساعتای 10 بود که رفتیم خونه مامان . از اونجا هم رفتیم خونه مادر بزرگ . مامانم و خاله فاطمه و همسرش قرار گذاشته بودن روز جمعه مسافرت ( یه جورایی ایرانگردی )خود را شروع کنن . داداشم هم می خواست بره مشهد . فقط ما موندیم و از روز جمعه شروع کردیم به عیددیدنی . صبح جمعه رفتیم محموداباد ، خونه مادر بزرگم و عمو ابراهیم . بعد صرف نهار خونه عمو برگشتیم و خونه دایی غلامحسین و خاله کبری رفتیم . شب هم رفتیم خونه خاله زهرا و آقا رضا پسر خاله زهرا بعد اونجا هم رفتیم خونه ...
5 فروردين 1393

مرور سال 92

یواش یواش داره سال 92 هم تموم میشه ، امسال براتون چه طور سالی بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ سال 92 با همه فراز و نشیب هایی که داشت سال خوبی بود . اول سال 92 همه خانواده خوشحال بودن که خانواده نامزد داداشم دارن میان خونمون ( برای آشنایی بیشتر خانواده ها )تا 13 فروردین بودن و قرار جشن عروسی را گذاشتند . اول خرداد بود که به خونه خودمون اسباب کشی کردیم و خودش یه عالمی داشت. تیرماه رفتیم مشهد برا عقد داداش و 16 تیر هم جشن عروسی بود. 17 رمضان بود که متوجه شدم باردارم و در همین ماه بود که عموی علی فوت کرد ( روحش شاد و قرین رحمت الهی باد) و 24 مرداد بود که کورتاژ شدم و ... آبان ماه بود که خانم دکتر جواب مثبت بارداریم را داد . پایان سال با تصادف همسری ک...
27 اسفند 1392

صدای پای بهار رو می شنوین ....

این مطلب را برای گفتن تبریک سال نو به همه عزیزانم گذاشتم با تقدیم کارت تبریک به پدر و مادر عزیزم که هستی ام را از آنها گرفتم و شرمنده محبتشان هستم که همیشه بی منت به من ارزانی می دارند به همسر عزیزم که بسیاری از روزهای خوش زندگیم را مدیون او هستم به خواهر و برادر عزیزم و خانواده محترمشون که در همه شرایط یاری گر من بودن و به عزیز و عمه های علی جونم و خانواده محترمشون با آرزوی سالی پر از برکت و سلامتی و به همه دوستای وبلاگیم که با نظراشون خیلی خوشحالم می کنند ...
27 اسفند 1392

محمد طاهای عزیزم خوش اومدید

از همه دوستای عزیزم که جویای حال علی شدن ممنونم خدا را شکر بهتره هنوز دارو مصرف میکنه . انشاالله همه بچه ها زودی خوب شن تا مادر پدرا از نگرانی در بیان . دیشب رفتیم خونه دختر عمه ام . آخه نی نی شون دنیا اومده . مبارکا باشه ... محمد طاها دومین نوه آقا پسری مادربزرگم هست (قبلا مطلب شجره نامه آوردم) بقیه دختر خانومای خوشمل بودن . علی حالا دیگه یه همبازی پسر هم داره . فاطمه - ملیکا - عارفه - سارینا - علی -گلناز - پرنیان - فاطمه زهرا -  محمد طاها ...
13 اسفند 1392

دوباره سرما خوردگي

علي از ديشب تب كرده و تا صبح دو بار استامينيفون دادم تا تبش پايين آمده و امروز مهد نرفت و بعدازظهر وقت دكتر گرفتم و بردمش دكتر . هنوز هم تب داره و فقط با استامينيفون تبش پايين مياد . خدايا هيچ بچه اي مريض نشه ، خيلي سخته .
7 اسفند 1392

به همین راحتی صورتتان را خودتان بند بیندازید

چطور صورتم را خودم بند بیندازم؟   شاید خیلی وقتها برای یک اصلاح ساده صورت مجبور شوید مدت زمان طولانی را در سالنهای آرایش که البته اگر خودتان یاد بگیرید کمتر وقت شما را بگیرد اختصاص دهید، با سه روش ساده که در اینجا به شما ارائه می شود می توانید خودتان به راحتی این کار را در منزل انجام دهید...   چیزهایی که لازم دارید یک دوک نخ مخصوص اصلاح، مقداری الکل، پنبه ی تمیز و یک هد بند یا تل پهن جهت جمع شدن کامل موها در اطراف صورت می باشد.   بهتر آن است برای شروع تمرین و یادگیری ابتدا این کار را روی پاها انجام دهید.   روش اول: راحت ترین راه این است که 50-60 سانت از نخ اصلاح را جدا کرده و آن را با پ...
6 اسفند 1392

آیه گمشده

دیروز جمعه با احمد و مهدی هماهنگ کردیم که برویم بیرون . قرار شد ساعت 11 همگی شوکت آباد باشیم . طبق روال همیشه دوربینم را برداشتم که عکس بگیرم اما شارژ نداشت برا همین از گوشی زن دایی استفاده کردم و دوربینم را گذاشتم روی ماشین و کلا یادم رفت . بعد علی را بردم پارک ، بعدش ظرفا رو شستم ، بعدش وضو گرفتم و نماز خوندم ، بعدش نهار را آقایان آماده کردند(جاتون خالی)و خوردیم ، بعد تخمه و آجیل و میوه و .... حالا دیگه وقته رفتنه باید بریم . یادم به دوربینم افتاد .... کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟ رو ماشین ..... حالا ماشین هم از صبح هزار جا رفته . بلافاصله آیه گمشده را خواندم ( والفتح جبارالله ) این آیه را اگر بلافاصله بعد گم شدن چیزی بخوانید آن زود پیدا میشود اگه...
3 اسفند 1392

عکس عروسی

اینم عکسای عروسی ملیحه دختر عموم پیوندتان را با تقدیم هزاران گل سرخ تبریک میگویم و زندگی پر از عشق و محبت را برایتان آرزو میکنم یکی از بی سابقه ترین ترین عروسی ها بود می دونید چرا ؟ قبل این عروسی توی اقوام ، عروسی داداشم بود که پر از استرس برایمان بود می دونید چرا ؟ به اصطلاح عامیانه چون توی دنیا فقط یه داداش داشتیم می خواستیم سنگ تموم بزاریم و لازمه این هزینه های بسیار زیاد بود و مدت زمان زیادی به دنبال ملزومات بودیم .که در نهایت خدا را شکر همان طوری شد که می خواستیم اما عروسی دختر عمو که در نهایت آرامش و سادگی برای همه بود ( از سه شنبه هفته گذشته که عموم به ما گفتن برای چیدمان جهیزیه برویم منزلشان تا جشن عروسی 5 ...
29 بهمن 1392

عروسی دختر عمو

دیشب عروسی ملیحه دختر عمو ابراهیم رفتیم . خیلی خوش گذشت . همه آشنایان بودن . این عروسی فرق می کرد چون خانوم دایی ، اولین عروسی بود که با ما بودن . عکساشو بعد میزارم
27 بهمن 1392